انقلاب سبز
در حمایت از جنبش سبز علوی
آقای موسوی در لحظه مرگ خود همه رسانه ها رو به خانه خود دعوت میکنه و میگه من حتما بعد از مرگ میرم بهشت. مطمئن هستم.

شب اول قبر آقای موسوی
 
نکیر و منکر پس از سوالهای معمول در مورد خدا و دین و پیرو پیغمبر رو به موسوی میگن: آقا جان شما نامه عملت سیاهه. باید بری جهنم. موسوی: برو ببینم . تو نامه عملم چیز شده ؛ یعنی دستکاری شده. من قبول ندارم.   نکیر : اون کسی که نامه عمل تو رو نوشته خدا مشخص کرده. مورد اعتماد خدا بوده. موسوی: نخیر آقا جان. من میگم دستکاری شده. شما هم باید قبول کنید.

منکر: آقا اینطوری حرف نزن. با این حرفت داری نعوذبالله خدا رو میبری زیر سوال. با این گرز میزنم تو سرت ها!!! موسوی: آقا فضا رو چیز نکنید؛ یعنی امنیتی و نظامی نکنید. همین شما ها هستید که با این کاراتون فضای اختناق و چیز رو؛ یعنی دیکتاتوری بوجود می آورید. حالا که این طور شد من اصلا خدا رو هم قبول ندارم. باید یه کمیته چیز یاب، منظورم حقیقت یابه، تشکیل بشه که بیطرف باشه.

نکیر خطاب به منکر: میگم این یارو یکی دو تختش کمه ها. این مثل اینکه حالیش نیست که اینجا آخر خطه. هنوز هم کلش بو قرمه سبزی میده.

موسوی: آقایان در گوشی صحبت کردن از نظر اسلام مشکل داره. من خودم یادمه که امام (رحمه الله) یه روز به من فرمودند موسوی جون. من گفتم بله آقا. اجازه بدید دستتون رو چیز کنم؛ یعنی ببوسم. ایشون نگذاشتن. بعد به من گفتند . . .(در همین هنگام نکیر و منکر صحبت میر را قطع میکنند ) نکیر و منکر ( با عصبانیت) : مردکه نفهم. اینجا انتخابات نیست. قیامته.   

موسوی: آقا قانون چیزه، یعنی قانونه. قیامت و انتخابات نداره . شما ها همتون قانون گریز هستید. اصلا آقا از وقتی که همین دار و دسته شما بحث قیامت رو در جامعه مطرح کرد یک فضای فوق امنیتی در جامعه ایجاد شد که امید به چیز مردم، یعنی امید به زندگی مردم خیلی کم شد. شما که همه دنیا هم دست خودتونه. هر کار بخواهید میکنید.

موسوی(در حالی که با نگاه خود به دنبال دوربین میگردد ادامه میدهد): مردم من اگر خدا میشدم این اخلاقها رو از جامعه چیز میکردم ؛ یعنی در واقع حذف میکردم. من این قیامت رو برمیداشتم. این اصلا توهین به انسانیت و بشریت و خلاف چیز بشر، یعنی حقوق بشر است. چه معنی دارد که شما این جوانها رو ستاره دار میکنید. چرا دو دستگی میکنید. خودی و غیر خودی و بهشتی و جهنمی میکنید. نکیر و منکر همینطور هاج و واج و در نهایت عصبانیت به موسوی نگاه میکنند.

در همین حال نکیر میگوید: حالا چند لحظه خفه خون بگیر تا یه چند تا پرونده از کارهایی که در زمان زنده بودن کردی بهت نشون بدیم. نشون بدیم؟ بدیم؟ و چند تا از کارهای زشت و بد بد جناب میر به ایشون نمایش داده میشود.

بعد منکر میگوید حالا بگو. حالا چی؟ ناگهان میر که شدیدا از این کار نکیر عصبانی بود با لحنی کاملا مضطرب و عصبانی گفت: شما ها خجالت نمیکشید پرونده ی همسر بنده رو ( ببخشید اینجا اشتباه لپی بود، «پرونده ی بنده» صحیح است) رو گرفتین جلوی من و نشون من میدهید. شما به جای اینکه بیایید برای مردم پروند سازی کنید برید یه فکری به حال چیز سالی ، یعنی خشکسالی و این سیل و زلزله هایی که همش از سوء مدیریت شما حاصل شده بکنید.

اصلا من به خاطر همین مشکلات و احساس چیزی که کردم ؛ یعنی احساس خطری که کردم به این دنیا اومدم که جلوی این چیزا رو بگیرم. من نمیدونم این حضرت باری تعالی به جای اینکه حضرات عتید و رقیب را بگذارند تا ملت رو بپایند، بروند یه فکری به حال مدیریت این دنیا بکنند. البته اینها همش ناشی از چند نکته در مدیریت است از جمله ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی و شعاری ، خیالبافی و خرافه گرایی، خلاف گویی و پنهان کاری، خود محوری و قانون گریزی ، افراط و تفریط است و ... و بنده آمده ام که با اینها چیز کنم، یعنی مقابله کنم.

و.... چند هزار سال بعد پس از رسیدگی کامل به پرونده همه انسانها از جمله آقای موسوی.

میر حسین در حالی که با غل و زنجیر به دست و پایش روانه جهنم است در حال داد و فریاد است: آهای مردم. اینجا همه دیکتاتورند. دارند من را با زور میبرند جهنم. شما امید خودتون رو از دست ندید. من باز هم از توی جهنم با شما ها صحبت خواهم کرد و بیانیه خواهم داد. البته اینجا خیلی از دنیا جوش خفقان تره. اینجا تمام رسانه ها دست خودشونه. اصلا نمیگذارند ما حرف بزنیم. آزادی بیان وجود ندارد. روزنامه هم که میخواهیم بزنیم تو این همه آتیش میسوزه. شما امیدتون رو از دست ندید. من در پل صراط انشاا... در جمع پرشور شما برای شما صحبت خواهم کرد و یکسری حقایق رو خواهم گفت من چند تا خاطره هم از امام دارم که بعدا میگم مایه عبرت اینها بشه.

همینطور که موسوی در حال نطق کردن بود دهن او را با سیمان پر کردند و درش یه چهارک آجر چپوندن و ایشون را به جهنم بردند... در جهنم جناب میر، همکار و دوست روزهای کاندیداتوری خود را میبیند که در یک گوشه او را بسته اند و مثال اینکه تازه از زیر عذاب دردناک راحت شده باشد حال او بسیار وحشتناک بود. میر از نگهبانان پرسید این شیخ مهدی کروبی بیچاره را چرا به این حال و روز انداختید. مگر چه عذابی به او میدهید؟ نگهبان جهنم: تو یکی لال شو باز این شیخ بدبخت یک شانس برای رهایی از جهنم دارد. هفته ای یکبار آزمونی از وی بعمل می آید و به او این فرصت داده میشود، چنانچه نتواند از آن فرصت استفاده کند عذاب میشود ، تا هفته ی بعد. میر که خیلی ترسیده بود پرسید: مگر عذابش چیست که این حال و روزش است؟

نگهبان جهنم: خوب نگاه کن. الان وقتی است که به او فرصت داده میشود تا اگر موفق شود از جهنم آزاد شود. الان ساعت آزمون وی است و او یکساعت فرصت دارد. در همین حین دو ملک که چهره های بسیار وحشتناکی داشتند وارد شدند. در دست یکی از آنها برگه ای و در دست فرد دیگر تابلویی بود. شیخ با نگاهی مضطرب به آنها نگریست. ملک اول رو به شیخ گفت: آماده ای. شیخ که صورتش غرق در عرق بود سری به نشانه تایید تکان داد.

 ناگهان ملک اول برگه را چرخاند و در روی آن یک سوال بسیار بزرگ نوشته شده بود. موسوی به برگه نگاه کرد و با خود گفت : این سوال چقدر آشناست. کجا آن را دیده ام؟ و آن را خواند : در عبارت «دول الخلیج العربیه» کلمه العربیه به کدام گزینه بر میگردد؟ الف) دول ب) دول ج) دول د)دول ه) غلط کردم و) سایر موارد

شیخ مهدی بعد از یکساعت فکر کردن : گزینه 9.

ناگهان ملکه دوم به سرعت جلو می آید و میگوید ای بیسواد بی لیاقت. حق تو همین عذاب دردناک است که درد آن تو و تمام طرفداران و همراهانت را در بر میگیرد. و در حالی که شیخ به شدت التماس میکرد و از ته دل فریاد میکشید که از عذاب او درگذرند ملک دوم تابلویی را که در دستش بود چرخاند و شیخ از شدت سختی عذاب دائم غش میکرد و به هوش می آمد. و موسوی باز روی آن تابلو را خواند که بزرگ نوشته بود : 0.8 درصد

 

 

۱۳۸٩/٤/٢۱ :: ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهدی   

در مخالفت با مصوبه وقف دانشگاه آزاد صورت گرفت .

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان مقابل مجلس شورای اسلامی!

هزاران دانشجو و استاد انقلابی دانشگاههای تهران و شهرستانهای کشور صبح دیروز در اعتراض به مصوبه غیرقانونی نمایندگان در برابر مجلس تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار امور مجلس کیهان در این اجتماع اعتراض آمیز که از ساعت 10 صبح در برابر درب شمالی خانه ملت آغاز شد دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای مختلف کشور با سر دادن شعارهایی خواستار لغو مصوبه روز یکشنبه مجلس درباره وقف اموال دانشگاه آزاد شدند.
شعارهای دانشجویان عبارت بود از:

 «نماینده جاسبی اخراج باید گردد»

 «نماینده خائن شرمت باد شرمت باد»

 «جاسبی قانون شکن شرمت باد شرمت باد»

" مجلس جاسبی گرا استعفا استعفا»

«مرگ بر اسلام آمریکایی»

«عباسپور تهرانی استعفا استعفا»

«برادر زن جاسبی استعفا استعفا»

 «مجلس لاریجانی تو مشت رفسنجانی» 

 «جاسبی حیا کن بیت المال را رها کن»

 «نمایندگان جاسبی، خجالت خجالت»

 اجتماع کنندگان همچنین با در دست داشتن پلاکاردها و دست نوشته هایی با مضامین زیر از مصوبه غیرقانونی و غیرشرعی وقف دانشگاه آزاد انتقاد کردند.
«دانشجو می میرد این ننگ مجلس را نمی پذیرد»، «134 کیف انگلیسی» (اشاره به رای موافق 134 نماینده به طرح وقف دانشگاه آزاد) «مدرس بیدار شو که مجلسیان خوابیده اند و بد خوابی برای کشور دیده اند»، «نماینده ملت یا نماینده دانشگاه آزاد»،«شهدا از رای وکلای جاسبی به غارت بیت المال شرمنده ایم»، «دانشگاه آزاد میراث خاندان هاشمی نیست» و... از جمله دست نوشته های دانشجویان بود که در اعتراض به مصوبه مجلس در دست گرفته بودند.
تعدادی از نمایندگان تشکل های دانشجویی نیز در این تجمع طی سخنانی با انتقاد از مصوبه مجلس به کنایه گفتند که از جاسبی تشکر می کنیم که با ارائه طرح وقف دانشگاه آزاد دست مافیای ثروت و قدرت را در مجلس رو کرد.
کیهان در دستان دانشجویان
گروهی از دانشجویان نیز صفحه نخست روزنامه کیهان مورخ 31/3/89 را بر بالای سر گرفته بودند.
تیتر درشت روزنامه در آن تاریخ این عبارت بود:«موافقت سوال برانگیز مجلس با وقف اموال دانشگاه آزاد» دانشجویان همچنین در گفت وگو با خبرنگار امور مجلس کیهان از مواضع انقلابی و اصول گرایانه این روزنامه در جریان فتنه وقف اموال دانشگاه آزاد تشکر کردند.
حضور نمایندگان انقلابی
در میان اجتماع کنندگان
بنابراین گزارش تعدادی از نمایندگان انقلابی مجلس شورای اسلامی نیز با حضور در میان اجتماع کنندگان طی سخنانی به ابراز برائت از مصوبه وقف اموال دانشگاه آزاد پرداختند.
دانشجویان هم در مقابل با سر دادن شعارهایی همچون «وکیل انقلابی تشکر تشکر» از مواضع این وکلای اصولگرای مجلس قدردانی نمودند.
کوچک زاده: اسامی را
اعلام کنید
دکتر کوچک زاده نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی در اجتماع عظیم دانشجویان با اشاره به اظهارات لاریجانی مبنی بر اینکه خود او هم پذیرفته آنچه در روز یکشنبه اتفاق افتاد مورد رضایت خدا نبود گفت: از ایشان سوال می کنیم پس چرا آن شدت و همت را برای اصلاح مصوبه ندارید؟
وی سپس با اشاره به توصیه رهبر انقلاب به نمایندگان مبنی بر طراحی راهکاری برای نظارت بر خود گفت: ما به عنوان اولین راهکار از هیئت رئیسه مجلس می خواهیم روابط بین نمایندگان و دانشگاه آزاد اعم از عضویت در هیئت علمی، میزان تحصیلات، نوع مدارک تحصیلی و... را بررسی کنند و اسامی همه نمایندگانی را که در دانشگاه آزاد درس خوانده و پست و مقام گرفته اند را اعلام کند. (تکبیر حضار)
رسایی: مردم تکلیف را روشن می کنند
حجت الاسلام رسایی نماینده تهران هم در این تجمع با بیان این که «تجمع امروز از مقدس ترین تجمع ها در راستای دفاع از شأن و جایگاه مجلس است» تأکید کرد: نباید تجمع امروز را به نام مخالفت با مجلس و یا زیر سؤال بردن شأن مجلس بدانند. اولا این تجمع خودجوش است و ثانیاً دلیل اصلی این تجمع مصوبه ای است که مخالفت صریح با مواضع رهبر معظم انقلاب و امام خمینی(ره) دارد.
وی خطاب به تجمع کنندگان ادامه داد: تردید نداشته باشید که شور و هیجانی که برای دفاع از ولایت و مبارزه با فساد در شما وجود دارد، بیش و پیش از این در مجلس هم هست؛ البته نه در همه نمایندگان. در مورد مصوبه اخیر برخی از نمایندگان معترض بودند و می گفتند که دست اندرکاران مصوبه کلاه سر ما گذاشته اند. البته من هم مثل شما معترضم که چرا بصیرت نداشته اند. وقتی برخی مصوبات معلوم است که یکسری نماینده نه اصول گرا بلکه جاسبی گرا پشت آن هستند، اصلا لازم نیست که آدم فکر کند.
حجت الاسلام رسایی در ادامه با اشاره به تهیه طرح دوفوریتی برای اصلاح مصوبه مجلس گفت: به موجب این طرح دوفوریتی کلیه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی درخصوص دانشگاه آزاد اسلامی همچنان معتبر و لازم الاتباع است اگر این دو فوریتی رأی بیاورد، یعنی مجلس در برابر یک آزمون بزرگ سربلند بیرون می آید و حتی درخواست ما این است که رأی ها علنی باشد. در غیر این صورت حق نمایندگانی که برای رأی نیاوردن این طرح دوفوریتی تلاش کرده اند در زمان خودش که ان شاءالله انتخابات بعدی است کف دست آن ها گذاشته خواهد شد.
رسایی در پایان گفت: برخی می گویند چرا رهبری برای حل این مناقشه وارد نمی شوند. من می گویم رهبری بارها نظر خود را بیان کرده اند و اگر عده ای نمی خواهند بشنوند، مردم باید تکلیف آن ها را مشخص کنند.
شهرزاد: دانشگاه آزاد نباید خارج از نظارت باشد
کریم شهرزاد عضو کمیسیون اصولگرایان مجلس هم با بیان این که «ما مخالف آموزش، دانشگاه و دانشگاه آزاد نیستیم و دانشجویان این دانشگاه فرزندان ما هستند» گفت: ما به دنبال این هستیم که بگوییم هیچ قسمتی از حاکمیت در این کشور نمی تواند خارج از نظارت باشد و به صورت جزیره ای عمل کند.
وی افزود: دانشگاه آزاد با گستردگی که دارد، محل تلاقی ثروت، قدرت و مدرک شده است و جای بسیار حساسی است و اگر احتمال دهیم که این مجموعه از نظام فاصله گرفته است، تکلیف شرعی داریم که با این حرکت مقابله کنیم.
وی خطاب به تجمع کنندگان در مقابل مجلس اظهار کرد: قول می دهم که برادران و خواهران شما در مجلس از مسیرهای مختلف تلاش خواهند کرد و از همه ظرفیت های ممکن استفاده می کنند تا این مسیر انحرافی به وجود آمده را درست کنند.
صفایی: 11 عضو کمیسیون آموزش استعفا دادند
طیبه صفایی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز در این تجمع گفت: موضع کمیسیون آموزش با موضع رئیس کمیسیون (عباسپور تهرانی) متفاوت است. به دلیل اینکه اگر طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به کمیسیون می آمد اعضا با آن مخالفت می کردند ولی آن را به کمیسیون نیاوردند و مستقیماً به صحن علنی بردند. (شعار عباسپور تهرانی استعفا استعفا)، (برادر زن جاسبی استعفا استعفا)
صفایی همچنین اظهار داشت: 11تن از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس طی نامه ای به رئیس مجلس اعلام کردند که به دلیل مواضع رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات دیگر در جلسات کمیسیون شرکت نخواهند کرد.
دانشجویان با سردادن شعارهایی از این اقدام نمایندگان تشکر کردند.
اسامی نمایندگان مذکور عبارت است از حیدری دستایی، کریمی فیروزجایی، فرهاد بشیری، طیبه صفایی، لاله افتخاری، فاطمه آجرلو، اسدالله عباسی، سید قدرت حسینی، علیرضا سلیمی، مرتضی آقاتهرانی و اعزازی.
پس از اظهارات خانم صفایی، زاکانی نیز طی سخنانی به طرح دو فوریتی اصلاح مصوبه وقف دانشگاه آزاد اشاره کرد و درباره آن مطالبی ایراد نمود. بنا به گفته نمایندگان بیش از 100نماینده طرح دو فوریتی مذکور را امضا کرده اند.
الیاس نادران نماینده تهران هم در تجمع فوق اعلام کرد که به دلیل تخلفات صورت گرفته در جریان بررسی طرح وقف دانشگاه آزاد طرح استیضاح اعضای هیات رئیسه مجلس را پیگیری می کنم.
محمد دهقان عضو اصولگرای هیات رئیسه مجلس هم با حضور در اجتماع دانشجویان از حضور پرنشاط آنان قدردانی کرد و خطاب به آنان اظهار داشت: من به عنوان کارشناس حقوق قبلا هم اعلام کرده بودم که وقف دانشگاه آزاد غیرقانونی است.
وی همچنین با بیان اینکه کفه ترازوی اصلاح مصوبه وقف در مجلس به سمت ماست از دانشجویان خواست تا به تجمع خود پایان دهند.
پس از این سخنان، افکانه یکی از نمایندگان دانشجویان معترض اتمام موقت تجمع را اعلام کرد و گفت: جنبش دانشجویی دوباره صبح چهارشنبه در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع می کند تا مصوبه غیرقانونی و غیرشرعی وقف دانشگاه آزاد لغو شود

۱۳۸٩/٤/٢ :: ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهدی   

میشود سینه را گلستان کرد

یا کویری بدون باران کرد

می توان خشم را به خاک نشاند

یا جهان را زخشم ویران کرد

می شود باد بود ، لیک نسیم

می توان باد بود و طوفان کرد

می شود چشمه شد به آبادی

می توان سیل بود و طغیان کرد

می توان خاطری خزانی داشت

یا خزان را گلم بهاری کرد

مهر را می توان به بند کشید

می شود پیشکش به یاران کرد

می شود این کنی عزیز دلم

با هنر می توان ولی آن کرد

می توان تا افق دوید به شب

همه را در سپیده مهمان کرد

می توان آسمان دلها را

با تبسم ، ستاره باران کرد

می شود سالک لطیفی شد

رخنه در غصه های انسان کرد

بی گمان می شود به عشق و به مهر

شورش تازه ای در این وبلاگ کرد

 

۱۳۸۸/۱٠/٢٧ :: ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهدی   

گفت :

استاد بحران در کشور را کی آفریده؟

گفتم : خاتمی - موسوی و کروبی - البته با هماهنگی

 و سازماندهی آقای رئیس مسلخ نظام! و خانواده ی

نا محترمش!

گفت : پس چرا حالا که از اعمال ننگین خود هیچ نتیجه ای

 نگرفتند - بجای اینکه ابراز ندامت و پشیمانی کنند - شعار

وحدت و یک پارچی هم سر میدهند؟

گفتم : این دیگه از غرائب روز گار ماست - ولی خوشبختانه

مردم ایران دیگه گل این قرآن های بر سر نیزه زدنشان را نمی

خورند.

گفت استاد: به نظر شما راه حل اصلی و خدائی این بحرانی

که با شعار تلقب در انتخابات یا بقول شیخ ابطحی رمز به

 آشوب کشیدن کشور - وبه قولی بحران سازی - و آوردن عده

ای به کف خیابانها بود چیست؟

گفتم:

١- خاتمی - موسوی و کروبی خودشان را تسلیم قانون کنند

تا به سزای اعمال جنایتکارانه  خود برسند .

٢- اگر خودشان این مردانی و شجاعت را ندارند که مثل (حر )

بر گردند بسوی اسلام و انقلاب - مسئولین خودشان به

 وظیفه ی خود عمل کنند.

٣- اگر مسئولین هم جرئت اجرای قانون را ندارند یا بخاطر

بعضی از مسائل خانوادگی خود - این ماموریت را به عهده ی

مردم بگزارند.

۴- هاشمی با خانواده اش و علی مطهری و دوستانش و

طرفداران دیگر جنبش سبز توبه کنند و خودشان به خیانت

های خود اعتراف کنند به نظر من به خودی خود دیگر بحرانی

نخواهیم داشت.

۵ - دیگه بحرانی نداریم ....

۱۳۸۸/۱٠/٢۳ :: ٢:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهدی   

جوابیه علی مطهری وپاسخ کیهان

حفظ حرمت استاد شهید آیت الله مطهری ایجاب می کرد آنچه را آقای علی مطهری در مقام پاسخ به یادداشت کیهان فرستاده است، چاپ نکنیم تا روح مطهر آن شهید بزرگوار از اظهارات ساده لوحانه فرزندش که انتظار می رفت نشانه قابل توجهی از آن شهید جلیل القدر داشته باشد، آزرده نشود ولی از سوی دیگر استاد شهید همه عمر شریف و پربرکت خویش را صرف ترویج اسلام ناب محمدی(ص) و مقابله با بداندیشان و کج اندیشان و منحرفان کرد و سرانجام نیز جان گرانقدر در همین راه نهاده و به لقاءالله رفت. بنابراین، اگرچه درج جوابیه آقای علی مطهری و برملا شدن میزان درک دینی و سیاسی ایشان به دلیل انتساب وی به استاد شهید مطهری برای کیهان ناگوار است ولی به فرموده قرآن «ان اولی الناس بابراهیم الذین اتبعوه نزدیکترین افراد به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از او پیروی می کنند» و رابطه سببی با استاد شهید هنگامی ارزشمند است که پیروی معنوی از آن شهید گرانقدر را نیز درپی داشته باشد. و بالاخره با عرض پوزش از ساحت استاد شهید و بیت شریف ایشان، متن کامل جوابیه آقای علی مطهری چنین است.
جنگ نفس و جنگ نرم
جناب آقای شریعتمداری دامت برکاته
مدیرمسئول محترم روزنامه کیهان
با اهداء سلام «یادداشت روز» شماره یکشنبه 20 دی ماه آن روزنامه محترم به قلم جنابعالی در رد اظهارات اینجانب در مناظره تلویزیونی اخیر را ملاحظه نمودم. نظر به وارد نبودن این ردیه، جهت تنویر افکارخوانندگان محترم کیهان لازم است چند نکته را به عرض برسانم:
1)جناب عالی این مطلب را که فتنه اخیر با نحوه نامناسب و غیراخلاقی مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی آغاز شد، رد کرده و آن را یک ادعای مضحک و خنده دار خوانده اید. همه مردم ایران شاهد بودند که آقای احمدی نژاد در آن مناظره به جای ارائه برنامه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود، به اجرای یک پروژه از پیش تعیین شده پرداخت و با لگدکوب کردن حرمت و آبروی برخی مومنان- که به گفته معصوم حرمت مومن بالاتر از حرمت کعبه است- درصدد افزایش آراء خود برآمد. این نکته روشن بود که شعار عدالت ورزی به عنوان یک ابزار برای غلبه بر حریف استفاده می شود والا اولا چرا ایشان در چهار سال ریاست جمهوری خود به فکر افشای این افراد نیفتاد و ثانیاً چرا درباره افراد مشابه در میان حامیان خود سخنی نگفت و ثالثاً چرا زمانی که آقای پالیزدار همین مطالب را مطرح کرد از او حمایت نکرد تا آنجا که وی به زندان افتاد؟ این امر هیزم آتش این فتنه را فراهم کرد و سپس آقای موسوی با ادعای تقلب در انتخابات این هیزم را شعله ور ساخت. سکوت امثال جناب عالی در قبال آن حرمت شکنی منجر به حرمت شکنی های دیگر در روزهای قدس، 13آبان، 16آذر و عاشورا شد.
نیازی به مغالطه و خلط مبحث نیست؛ سخن در این است که رئیس جمهور زمینه فتنه را فراهم کرد نه اینکه وی عامل همه حوادث بعد از انتخابات است. فتنه بدون زمینه نمی تواند متولد شود و بدون آن مناظره تخم فتنه کاشته نمی شد. این کجا و آن خود به نادانی زدن کیهان کجا که «آیا اگر علیه آقای هاشمی رفسنجانی حرفی زده شود پاسخ آن حمایت از اسرائیل و آمریکا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسین(ع) است؟»! ضمن اینکه در آن مناظره که شور انتخاباتی بی نظیر را به عداوت میان مردم تبدیل کرد طوری القا شد که تا چندی قبل کشور در دست دزدان بوده و نیروی نجات بخش تنها چهار سال است که به فریاد آمده است. آیا این توهین به رهبرفقید و کنونی انقلاب و دریدن پرده هیبت و حرمت نظام اسلامی نبود؟ بنابراین تنها مساله توهین به آقای هاشمی مطرح نبود.
2) در اینکه جنگ نرم دشمن علیه انقلاب اسلامی همواره وجود داشته و اخیراً به دلیل بهره مندی از ابزارهای بهتر تشدید شده است تردیدی نیست اما اصرار جناب عالی بر پیروی سران حوادث اخیر از فرمول دیکته شده استراتژیست های آمریکایی و اسرائیلی، گذشته از ذات خیال پرداز و واقعیت گریز شما، برای فرار از پذیرش مسئولیت اشتباهات فاحش مدیران این بحران است. لذا انصاف و عدالت در قضاوت شما جایی ندارد. بدون شک همان طور که رهبر انقلاب فرمودند «ظلم بزرگتر توسط کسانی انجام شد که ادعای تقلب را مطرح کردند» اما نباید از ظلم کوچکتر که توسط طرف خودی انجام پذیرفت غافل شویم. جناب عالی و همفکرانتان چنان از وحدت و آشتی می ترسید که جن از بسم الله، زیرا دوست دارید از این فرصت استفاده نموده و شخصیتهایی را از انقلاب حذف کنید و فکر می کنید دیگر چنین فرصتی به دست نمی آید. پیشنهاد می کنم شما و چند نفر دیگر که علاقه خاصی به شعله ور ماندن آتش این فتنه دارید برای چند ماهی به یک منطقه مصفا سفر کرده و استراحت بفرمایید و البته هزینه آن را دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی خواهند پرداخت، آنگاه خواهید دید که این فتنه به آسانی خاموش می شود و قوه قضائیه فرصت خواهد یافت تا فارغ از جنجالها به تخلفات سران دو طرف این بحران قاطعانه رسیدگی کند.
3) تجاهل کرده و سوال نموده اید اینکه می گویند «دو طرف مقصر بوده اند، کدام دو طرف؟» و بعد تلاش کرده اید معترضان قانونی را با اغتشاشگران و هتاکان یکی کنید و بگویید یا باید با اسلام و انقلاب باشید و یا با هتاکان. روشن است که دو طرف کدام اند. یک طرف معترضان و منتقدان قانونی هستند که البته فرصت طلبان و مخالفان اسلام نیز در میان آنها نفوذ کرده و در پی رهبری این حرکت هستند و طرف دیگر مدیران این بحران. پرسیده اید طراحان آشتی خودشان در کجا ایستاده اند؟ پاسخ این است که آنها در جایگاه سومی در میان توده های چند ده میلیونی مردم و در کنار رهبر قرار دارند و نگران آسیب دیدن فرزند و جگرگوشه شان یعنی انقلاب اسلامی هستند.
4) این سخن بنده را انتقاد کرده اید که گفته ام «اگر فردی نظری از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشد به معنی خروج او از چهارچوب نظام و اسلام نیست». در اینجا میان فکر و عمل خلط نموده اید. فکر و عقیده اگر ریشه ای غیر از حقیقت جویی نداشته باشد امری اختیاری نیست، برخلاف عمل. به همین جهت ممکن است فردی در موضوعی نسبت به نظر ولی فقیه قانع نشده و نظر دیگری داشته باشد اما چون اصل ولایت فقیه را قبول دارد در عمل تابع باشد. مادام که فردی علیه نظام اسلامی اقدام عملی نکرده است از حوزه نظام و اسلام و ولایت فقیه خارج نشده است.
اینها مسائلی است که شما به عنوان یک روزنامه نگار باید به آگاهی بخشی به مردم در اطراف آنها بپردازید نه اینکه از تحریک عواطف مذهبی مردم بدون اقناع عقلی آنها برای پیروزی بر خصم استفاده نمایید.
بدون اینکه قصد مقایسه در کار باشد باید گفت مالک اشتر و بسیاری از اصحاب خاص امیرالمأمنین(ع) باید صدها بار شاکر باشند که کیهان در آن زمان منتشر نمی شد والا آقای شریعتمداری مطمئناً با همین نوع استدلالها نام مالک اشتر را به دلیل اینکه با فرمان امیرالمأمنین(ع) برای عزل ابوموسی اشعری از امارت کوفه مخالفت کرد و حضرت، علی رغم میل باطنی با او موافقت نمود، در میان مخالفان ولایت علی(ع) ثبت می کرد! همچنین همه کسانی را که در جنگ احد نظرشان برخلاف نظر پیامبر(ص) جنگیدن با دشمن درخارج از شهر بود ضد رسالت و نبوت اعلام می نمود! همین طور بود سرنوشت حباب بن منذر یکی از سرداران اسلام که در جنگ بدر با مکان انتخاب شده توسط پیامبر برای استقرار لشکر اسلام مخالفت کرد در حالی که رسول اکرم با طیب خاطر استدلال او را پذیرفت و لشکر اسلام را به سوی مکان پیشنهادی حرکت داد. بنابراین صرف ابراز رأی مخالف با رأی پیامبر یا امام معصوم هم کسی را ضد رسالت یا امامت و ولایت نمی کند.
طبق تحلیلهای خود جناب شریعتمداری باید ایشان را از مخالفین ولی فقیه دانست، چرا؟ برای اینکه وی علناً به مخالفت با برخی نظرات ولی فقیه می پردازد. مثلاً کیهان خوب می داند که چنین نیست که رهبر انقلاب دستور دستگیری سران معترضان را صادر کرده باشند ولی قوه قضائیه سر باز زده باشد. بنابراین آقای شریعتمداری با اینکه می داند بازداشت آنان در شرایط فعلی خواست ولی فقیه عادل نیست، هر روز با استفاده از بیت المال به دهها زبان برطبل بازداشت می کوبد و در جای قاضی نشسته به کمتر از اعدام هم راضی نمی شود. آیا این جز مخالفت با نظر ولی فقیه است؟ آیا طبق مبانی باطل و با اصطلاحات خود جناب آقای شریعتمداری ایشان به دلیل مخالفت با نظر ولی فقیه به جرگه «دشمنان تابلودار» نظام نپیوسته و با آنان «پالوده» نمی خورد و «پیاده نظام دشمن» نشده است؟
مناسب است که آقای شریعتمداری برای اثبات میزان پیروی خود از ولایت، فهرستی از مطالب و مقالات کیهان را که پس از تأکید رهبر انقلاب بر «جذب حداکثری و دفع حداقلی» صرفاً در این مورد به چاپ رسانده منتشر و لااقل نام یک مجذوب را اعلام نماید. البته کیهان راههای دیگری هم برای اثبات ولایت مداری خود دارد. مثلاً در قبال صدها مطلبی که بر لزوم مجازات شدید و سریع سران معترض منتشر کرده- که بدون شک رسیدگی قانونی به تخلفات آنان امری ضروری است- اگر یکی دو مطلب مستقل در موضوع لزوم پیگیری آنچه دل رهبر انقلاب را «خون» کرد (حمله به کوی دانشگاه) منتشر کرده است یادآوری نماید.
کثرت مغالطات در مطلب کیهان به حدی است که برای اهل فکر، روشن و پرداختن به آنها اتلاف وقت است. از جمله اینکه بنده و یا هر کس دیگر که سخن از آشتی به میان می آورد به دنبال «تطهیر» سران معترضان است! آشتی هیچ تعارضی با رسیدگی به تخلفات ندارد و تنها راه حل بحران اجرای عدالت در مورد همه است. اگر قرار بر محاکمه است، آقایان موسوی، کروبی و احمدی نژاد باید به طور همزمان محاکمه شوند گرچه تقصیر آنها یکسان نیست.
اگر مردم شریف ایران و به ویژه بسیجیان عزیز به عملکرد برخی افراد رسانه ای در طول سالیان گذشته نگریسته و تأملی در حدیث زیر نمایند رمز این مطلب را در می یابند که چرا هتاکان دو طرف ماجرا امروز به راه نمی آیند و هر روز جری تر شده و ناآرامی در کشور غذای روحشان گردیده است.
امام صادق(ع) فرمود: «هرکس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مأمنی سخن بگوید تا او را از چشم مردم بیندازد خداوند او را از ولایت خویش بیرون کرده و شیطان ولایتش را برعهده می گیرد.» افراطیون سالهاست کارشان همین است. بنابراین کسانی از هر دو طرف که قصدشان نه حل مسأله و برخورد قانونی با همه متخلفان بلکه ذلیل کردن رقبای سیاسی در نزد مردم و انجام پروژه زمین زدن این و آن است به این آسانیها به راه آمدنی نیستند. آری، جناب آقای شریعتمداری! شما و همفکرانتان جنگ نفس را حل کنید، مردم جنگ نرم را حل خواهند کرد.
مستدعی است طبق قانون مطبوعات، سطور فوق عیناً در همان صفحه از اولین شماره آن روزنامه محترم درج گردد. قبلاً سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
علی مطهری
کیهان: پاسخ کیهان به آقای علی مطهری اگرچه پیشاپیش در یادداشت روز یکشنبه 02/10/88 آمده بود ولی توضیحات بیشتر ایشان درباره اظهارات قبلی خود، بیشتر به عذر بدتر از گناه شبیه است و از این روی اشاره به نکاتی درباره آن ضروری به نظر می رسد.
1- از مواردی که آقای علی مطهری به جای استدلال، قلم به ناسزاگویی رانده است صرفنظر می کنیم و این پدیده را که عادت افراد بی استدلال است، طبیعی می انگاریم.
2- اعتراض کرده اند که چرا ادعای ایشان درباره آغاز ماجرا از مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی را «خنده دار و مضحک» دانسته ایم و مدعی شده اند که اهانت احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی آغاز ماجرا بوده است! در این باره در یادداشت روز یکشنبه توضیح مستدل و مستندی داده ایم و عجیب است چرا آقای مطهری از کنار این نکات بدیهی به سادگی عبور کرده است که اولاً؛ فحاشی به احمدی نژاد چند ماه قبل از مناظره کذایی - و حتی از چند سال قبل- آغاز شده و با شدت ادامه داشت تا آنجا که مطابق اسناد منتشر شده و موجود، طی 4 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد بیش از 320 هزار مورد تهمت و افتراء علیه رئیس جمهور منتخب مردم از سوی مدعیان اصلاحات- بخوانید عوامل فتنه- مطرح شده بود. این اسناد مکتوب و موجود را که نمی توانید انکار کنید.
طرفه آن که برخی از عوامل اصلی فتنه نیز به این واقعیت تلخ اعتراف کرده اند و عجیب است که آقای علی مطهری کاسه داغ تر از آش شده اند!
ثانیاً؛ اگر آقای مطهری اندکی به خود زحمت بررسی و مطالعه می دادند به وضوح درک می کردند که فتنه اخیر از مدتها قبل طراحی گردیده و فرمول آن با صراحت از سوی مجامع رسمی آمریکا و اسرائیل و انگلیس به سران فتنه دیکته شده بود و دقیقاً به همین علت بود که کیهان تمامی مراحل فتنه را پیشاپیش و قبل از اجرای آن پیش بینی کرده بود. امروزه دیگر کند ذهن ترین افراد نیز کمترین تردیدی ندارند که هدف نهایی سران فتنه، مقابله با اساس انقلاب، نظام جمهوری اسلامی، امام(ره)، رهبری و مبانی اعتقادی شیعه بوده است. جناب مطهری! لطفا طفره نروید و صریحا بفرمائید که شعار دادن به نفع اسرائیل و آمریکا، پاره کردن عکس حضرت امام(ره)، اهانت به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا(ع)، آتش زدن اموال عمومی وده ها خیانت و جنایت شرم آور دیگر چه ربطی به دولت و انتخابات و اهانت مورد ادعای شما به آقای رفسنجانی دارد؟ راستی جناب مطهری آیا شرم آور نیست که از کنار اینهمه رذالت علیه اسلام و انقلاب و امام و امام حسین(ع) به آسانی می گذرید؟ آیا به عقیده شما اگر کسی علیه آقای رفسنجانی حرفی زده باشد، پاسخش اهانت به امام و امام حسین(ع) و حمایت از اسرائیل و آمریکاست؟! ما به جای شما خجالت می کشیم!
2- نوشته اند، «اصرار جنابعالی بر پیروی سران فتنه از فرمول دیکته شده استراتژیست های آمریکایی و اسرائیلی، گذشته از ذات خیال پرداز و واقعیت گریز شما، برای فرار از پذیرش مسئولیت اشتباهات فاحش مدیران این بحران است»! که باید گفت؛ اولا؛ بحران برای سران فتنه و حامیان بیرونی و داخلی آنهاست نه برای جمهوری اسلامی ایران که در راهپیمایی 9 دی نشان داده شد استوارتر و بااقتدارتر از همیشه در میدان است لطفا؛ بحران سران فتنه، منافقین، بهایی ها، سلطنت طلب ها و سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و انگلیس و سردرگمی برخی از ساده اندیشان کج فهم که بعد از حماسه 9 دیماه دچار سرگیجه شده اند را به حساب نظام نگذارید. ثانیا؛ کیهان برای اثبات وابستگی سران فتنه به آمریکا و اسرائیل صدها سند غیرقابل انکار ارائه کرده است، جنابعالی کدامیک از آنها را نفی می کنید؟ سران فتنه با آنهمه حمایت مالی و تبلیغاتی و هزاران سایت و نشریه تاکنون نتوانسته اند کمترین خدشه ای به این اسناد وارد کنند. شما که جای خود دارید!
3- نوشته است، اعتراض کنندگان «منتقدان قانونی»! هستند و توضیح نداده اند که آیا آشوب و آتش افروزی و قتل و آتش زدن قرآن و مسجد و پاره کردن عکس حضرت امام و اهانت به امام حسین علیه السلام و... را قانونی! می دانند؟! و از پاسخ به این سؤال منطقی کیهان نیز طفره رفته اند که خود جناب علی مطهری در کدام طرف ایستاده است؟!
4-به این سخن خود که گفته بود «اگر فردی نظری از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشد به معنی خروج او از چارچوب نظام اسلام نیست» اشاره کرده و نوشته است «ممکن است فردی در موضوعی نسبت به نظر ولی فقیه قانع نشده و نظر دیگری داشته باشد، اما چون اصل ولایت فقیه را قبول دارد در عمل تابع باشد. مادام که فردی علیه نظام اسلامی اقدام عملی نکرده است از حوزه نظام و اسلام و ولایت خارج نشده است» دراین باره قبلاً توضیح داده ایم و اینجا فقط باید گفت؛ آیا سران فتنه طی چندماه اخیر علیه نظر ولی فقیه و علیه اسلام و انقلاب و نظام دست به هیچ اقدام عملی نزده اند؟! چگونه می توانید انبوهی از اقدام عملی سران فتنه علیه اسلام و نظام و ارزش های انقلاب و امام و... را نادیده بگیرید و بعد، چنین فتوایی صادر بفرمائید! جل الخالق!! ایشان در ادامه برای اثبات نظر خود به قیاس مع الفارق پرداخته و پرسیده است آیا مالک اشتر به دلیل این که با فرمان امیرالمومنین(ع) برای عزل ابوموسی اشعری از امارت کوفه مخالفت کرد، مخالف حضرت علی(ع) بوده است؟ که باید گفت آیا جناب مالک اشتر بعد از صدور فرمان حضرت امیرعلیه السلام باز هم با آن فرمان مخالفت کرده و به آشوب و غائله و آتش زدن اموال عمومی و همراهی با دشمنان اسلام و... دست زد؟! به قول ملای رومی «از قیاسش خنده آمد خلق را».
5- به فرمایش رهبرمعظم انقلاب درباره جذب حداکثری و دفع حداقلی اشاره کرده و پرسیده اند کیهان تا چه اندازه به این دستورعمل کرده است؟ که در پاسخ باید گفت؛ آیا مقصود رهبرمعظم انقلاب، جذب منافقان، بهایی ها، سلطنت طلب ها و ستون پنجم آنها در داخل کشور و یا جذب موساد و سیا و اینتلجنت سرویس و ... بوده است؟! که حضرتعالی برای دفاع از آنها سینه سپر کرده اید؟! و مگر غیر از این است که کیهان در مقابل این جماعت فتنه گر و ستون پنجم دشمن ایستاده و ماهیت آنها را با ارائه اسناد غیرقابل انکار، افشا کرده است؟! اگر غیر از این است بفرمائید! چرا آسمان و ریسمان می کنید؟! وانگهی؛ مگر همه این جماعت در مقابل توده های چندده میلیونی روز 9 دیماه یک اقلیت ناچیز و فوق العاده اندک نیستند؟ بنابراین نفی آنها همان دفع حداقلی در مقابل حمایت از توده های عظیم مردم است. آیا غیر از این است؟ راستی جناب مطهری، چه اصراری دارید که از این گروه اندک و فتنه جو که بی اعتقادی خود به انقلاب و امام و ائمه اطهار علیهم السلام را فریاد کرده اند، حمایت کنید؟
6- پیشنهاد کرده است که شریعتمداری و سایر همکارانش «برای چند ماهی به یک منطقه مصفا سفر کرده و استراحت بفرمایند و البته هزینه آن را دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی خواهند پرداخت، آنگاه خواهید دید که این فتنه به آسانی خاموش می شود»!
در پاسخ به پیشنهاد آقای مطهری باید گفت: قبل از شما نیز بسیاری از کسانی که جنابعالی امروزه سنگ حمایت آنها را به سینه می زنید از اینگونه رشوه ها به کیهان پیشنهاد کرده بودند ولی «ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم» و گردش و خوشگذرانی در نقاط خوش آب و هوا ارزانی کسانی باد که به قول حضرت امیر علیه السلام «دینهم دنانیرهم»! ما می دانیم که حضرتعالی شخصی ساده زیست و اهل دقت در حلال و حرام هستید و البته بسیار ساده لوح و کج فهم. بنابراین کاش می فرمودید که پیشنهاد این رشوه را چه کسی به شما دیکته کرده است؟! مواظب باشید رشوه ای که به کیهان پیشنهاد کرده اید از 400 میلیون دلار بودجه ای که خانم هیلاری کلینتون - یا مطابق دیدگاه موسوی «خانم هیلاری سادات کلینتون»!- از اختصاص آن برای مقابله با اسلام و انقلاب و امام و رهبری خبر داده بود، نباشد!
راستی پیشنهاد شما چقدر با آرزوی دیرینه دشمنان داخلی و خارجی انقلاب و امام(ره) که همه روزه از رسانه های تحت سلطه خود فریاد می زنند شبیه است؟!
7- و بالاخره یادداشت کیهان خطاب به سران فتنه بود و در آن فقط اشاره ای به اظهارات شما شده بود ولی متاسفانه جنابعالی احتمالا بی آن که بخواهید و از روی بی دقتی در نقش سخنگوی سران فتنه ظاهر شده اید!

۱۳۸۸/۱٠/٢٢ :: ٩:۳٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهدی   

پاسخ‌‌های موسوی به چهار پرسش آیت‌الله

 نوری همدانی

سؤال اول : شما خودتان را پیرو و دنبال رو خط امام راحل و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی معرفی می‌نمایید، چرا در مقابل شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» هواداران‌تان در راهپیمایی روز قدس هیچ عکس‌العملی را بروز ندادید؟

جواب اول من: آقا من گوه خوردم غلط کردم که طرفدارانم آن شعار را دادند! اصلاً به ما چه که از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم؟


سؤال دوم شما : چرا باید رهبران و گردانندگان فرقه سبز در مقابل شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سکوت کنند؟

جواب دوم من : آقا جان سیاست جای خود حکومت هم جای خود - جمهوری ایرانی مگه چیه ؟

سؤال سوم شما : طرفداران شما در شهر مقدس قم و هم‌چنین تهران و شهرهای دیگرشعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را سر دادند؛ اگر شما واقعا پیرو خط امام و در زمره دوستداران ایشان هستید، چرا آنان را متوجه اشتباه و غفلتشان نمی‌کنید؟

جواب سوم من: خوب من نمی خواستم اینطوری دوستان من عجله کنند ولی خوب ..چیزه چیزه دیگر....

سؤال چهارم شما : شما می گویید که هیچ ارتباط و رابطه‌ای با بیگانگان ندارید اما همگان می‌دانند که آن‌ها چقدر از شما در رسانه‌های خود تعریف و تمجید می‌کنند؛ پس چرا راه خود را از آنان جدا نمی‌کنید؟

جواب چهارم من: خوب چیزه ..وقتی در ایران ٢٠% مرا قبول داشتند و حالا هم که نظر سنجی شده که فقط ٢% مرا قبول دارند!  و بقیه رای خود را میخواهند - شما جای من بودید چیکار می کردید؟ خوب اوباما  - او با  ماست دیگه! آقا بر منکرش لنعت.

راستی برای من دعا کنید که...


خداوند من را به راه صحیح اسلام ناب محمدی هدایت کند  و فعلا ً در فرج حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعجیل نفرماید. چون من دارم زمینه آمدنش که گسترش فساد و فتنه در زمین است ! کار می کنم و حاضرم در این راه مثل خواهر زاده ام معدومم بهلاکت برسم.

اگر دو روز نامه ام دیر بدستت رسیده چون به من هم از طرف دوستان خارجیم دیر ارسال شده

والسلام برای من هم فاتحه بخونید
دیرحسین موسوی
16 دی ماه 1388

Only خمینی وسید علی

 

۱۳۸۸/۱٠/۱۸ :: ٤:۱۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهدی   

حُر هم که باشی
توبه‌ات اگر قبل عاشورا باشد
قبول می‌شود...

عاشورا گذشته است؛
آقایان کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی
برای بازگرداندن سران فتنه
دم از "باز بودن آغوش" ملت نزنید
ملت امروز فریاد می‌زد
مرگ بر موسوی را
مرگ بر خاتمی را
مرگ بر کروبی را

»» برگرفته شده از میوه‌ی ممنوعه

 

۱۳۸۸/۱٠/۱٦ :: ۸:٥۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهدی   

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی

درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن/

 راه حل های پنجگانه میرحسین موسوی برای خروج از بحرانشیطانشیطان

١- بگذارید من از ایران فرار کنم

٢- بگذارید با زهر ای رکوهنوردم برم

٣- دیگه مرگ بر موسوی نگوئید

۴- طرفدارانم را اعدام کنید

۵- خاتمی و کروبی و هاشمی را هم اعدام کنید که اینها مرا بعد ٢٠سال

از لونه ی گرم و نرم کشیدند بیرون و گفتند باید ییایی تا ما رقیب را شکیت دهیو

مرگ بر خودم

مرگ بر طرفدارانم

۱۳۸۸/۱٠/۱۱ :: ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهدی   

منافق فراری

مرگ بر موسوی منافق

 مرگبر خاتمی   هو سباز

مرگ بر کروبی بیشعور

 

مرگ بر فاسده ی هاشمی

 

مرگ بر ضد ولایت فقیه


  منافق فراری اعدام باید گردد
هاشمی هاشمی
حیا کن  موضعت را پیدا کن
۱۳۸۸/۱٠/۱۱ :: ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهدی   
درباره وبلاگ
دکتر گنجی

ما را رها کنید در این رنج بیحسا ب با قلب پاره پاره و سینه ای کباب
موضوعات
 
نويسندگان
صفحات وبلاگ